ترنم ترنم ، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 28 روز سن داره

آروم جون مامان و بابا: ترنم

آتلیه

روز چهارشنبه 21 تیر 91  در 233 روزگیت 11ساعت صبح من و شما و مامان جون با هم رفتیم آتلیه.قبلش خوب شیر نخوردی پس اونجام بعد از تعویض یکی دوتا لباس بی حوصله شدی و گشنه و بنای ناسازگاری و گریه گذاشتی.منم نامردی نکردم و به خانوم عکاس گفتم از گریه هاتم عکس بگیره بعدشم شیر خوردی و خوابت برد و چندتا لباستم موند از خوابت هم عکس گرفتن. کانتکت عکسات رو دوشنبه شبش با خاله شیوا رفتیم دیدیم و انتخاب کردیم قرار شد تا ماه بعد حاضرشون کنن تا مامان جون موقع اومدن برامون بیاره. ...
3 مرداد 1391

نیمه دوم از ماه هشتم

سلام عزیزترین زندگیم نیمه دوم از 8 ماهگیت رو میشه گفت کامل خونه مامان جون گذروندیم.(بامداد روز 30 ام اومدیم خونمون) این روزا شیرین کاریا و دلبری هات بیشتر شده.بیشتر غریبی میکنی و به ماما ن مجال سر خاروندن نمیدی. خونه مامان جون که بودیم یکی از ماهی های عیدشون مونده بود شمام حسابی باهاش بازی کردی.بازی که چه عرض کنم نصف عمرش کردی.مامان جون تنگ ماهی رو میگرفت جلوت شمام اول سنگ و تزیینی های توی تنگ رو میگرفتی و میاوردی بیرون و بعدشم میرفتی سراغ ماهی بیچاره تا بگیریش. شناسایی اشیا: حسابی ماهی شناس شدی.تا میپرسیدیم ماهی کو؟ماهی؟ماهی؟ شما با چشای قشنگت زل میزدی به ماهی. گل شناس هم تشریف دارین ها.تا میگفتیم گل کو؟زل میزدی به گلدون کنار ...
31 تير 1391

داریم میریم به تهران

سلام ملوسکم بعد از 4 ماه داریم میریم تهران خونه مامانم اینا.البته 2 ماه پیش مامانم اینا اومدن پیشمون اینجا ولی خب اونجا بودن فرق داره پیشاپیش عید بزرگ نیمه شعبان ولادت امام مهدی (عج) رو به همه دوست جونیا و خاله جونیا تبریک میگم.انشالله آخر هفته و عید رو به شادی و خوشی سپری کنین و هر کی هم داره میره سفر انشالله به سلامت بره و برگرده ما هم جزو اونا. گفتم اطلاع بدم که خاله ها حمل بر بی وفایی نذارن.اگه خدا بخواد من قراره با ترنمی یکی دو هفته ای بمونم اما همسری بعد از تعطیلات برمیگرده خونه همتونو دوست داریم دوست جونیا ممنون که بهمون سر میزنین. پاورقی:هفته دوم از ماه هشتم از سال اول زندگی ترنمم=هفته دوم از تیر ماه سال 91 ...
13 تير 1391