ترنم ترنم ، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 25 روز سن داره

آروم جون مامان و بابا: ترنم

نیمه دوم مهر 91

سلام هستی مامان و بابا تا ظهر روز 29 مهر 91 دخترم تو هفته سوم از مهر 91 یاد گرفته که اشیا رو بکشه .مثلا میتونه ماشینش رو دستش بگیره و رو زمین راش ببره. خونه سازی هات رو راحت جدا میکنی.برا رو هم گذاشتنشون هم داری تلاش میکنی.یعنی میدونی اگه بذاریشون رو هم میچسبن به هم در همین حد فعلا. استوانه هوش کاربردش جدید شده تو خونمون دخملی فقط بلده درهاشو در بیاره و اونطوری اشیارو توش جمع کنه. عروسک ت رو میذاریم رو پات دستت رو میزنی بهش:لالایی میکنیش. پیشرفت در نازی کردن :قبلا کلا این نازی کردنت با شکنجه فرقی نداشت یعنی محکم میکوبیدی به صورت و بعدشم مشت شده ناز میکردی که نتیجش خراش رو صورت یا کشیده شدن موهای کناری بود.الان: اولش همون ...
29 مهر 1391

مروارید چهارم

سلام نازگلک مامان 20 مهر 91 پنج شنبه: هورااااااااااااااااا بالاخره بعد از کلی آزار و اذیت مروارید چهارمت هم نمایان شد. (دندون سمت چپ خودت از دندونای وسط بالایی) برا اولین بار پنیر و چای بهت دادم.از این هفته دیگه سفیده تخم مرغ هم بهت دادم.آخه باید دیگه کم کم پای سفره خانواده بشینی ایشالله باقی دندونات بدون آزار و اذیت نمایان بشن و ازشون خوب مراقبت کنیم. ...
21 مهر 1391

خدایا شکرت

واااااااااااای خدایا رو ابرام  سرشار از یه حس تازم سرشار از زندگی  سرشار از بودن امروز اون لحظه ای که روزها بود منتظرش بودم رسید امروز ترنمم دقیقه ها بدون اینکه بخواد شیر بخوره یا حتی یه تکون کوچیک سرشو رو سینم گذاشت و به صدای قلبم گوش کرد و منم به صدای نفساش. چقدر قشنگه حس کنی مایه آرامش یکی دیگه ای.چقدر قشنگه بدونی تکیه گاه یکی دیگه ای. شاید اینو مدیون یه عروسک کوچیک هاپو ام.داشتم اعضای بدن رو با صدای عروسکی برات تکرار میکردم و برات شعر میخوندم  بعدش وقتی صدای بوس و آی لاویو ی خودش رو برات زدم سرتو تو آغوشم گم کردی و همین طور آروم تو بغلم گم شدی .دقیقه ها گذشت و این آرامش ادامه داشت.نمیدونی چه حس قشنگیه.ایشالله...
19 مهر 1391

نیمه اول از مهر 91

سلام گلکم خوبی؟ گلم بیشتر از 1 هفته است که سرما خوردی و آب بینیت به راهه.دکتر برات5  تا آمپول(4 تا آمپی سیلین و 1 دگزا) نوشته بود که روز اول 2 تا و بقیش هم روزی دوتا زدی یعنی در عرض 2.5 روز 5 بار تزریق داشتی.مامان فدای تو که درد کشیدی اما خوب مامان برا سلامتیت لازم بود برا همین ترجیح دادم یه لحظه غم و دردت رو به بدحالی و بیحوصلگی و درد طولانی.چه کنیم دل مادره دیگه ایشالله خودت مادر میشی میفهمی چی میگم. گل ناااااازم این روزا سخت ذهنم مشغول اینه که برات از این کارت های آموزش زبان(فعلا فارسی) بگیرم اما نمیدونم خوبه یا نه آخه اینا آموزش خواندن هستن و یه جورایی کلمات رو از حفظ میخونی میترسم بعدا که میزی مدزسه مشکلی پیش بیاد یا دیگه ...
15 مهر 1391

این چند روز

سلام ملوسکم خیلی دلبر شدی این چند روزه حسابی خودتو برامون لوس میکنی و دالی بازی با هر چی دم دستته هیچی هم که نباشه دستای ناز کوچولوتو میذاری جلوی چشات و میزنی کنار و دا دا میکنی. یه سری کلمه های جدیدم میگی مثل:بده با تاکید روی د(د  رو تشدید دار میگی)جیز: تلفظ میکنی تیززز ز رو مثل ژ میگی تلفظش یه جور خاصیه باید ببینی تا بفهمی چی میگم.حالا یه بار از کلماتی که میگی فیلم میگیرم. بسسسسسسسسسسسه. اینم چند تا عکس از چند روز اخیر: اینجا عزیزای دلم خوابشون برده.جمعه ظهر روز 31 شهریور.بابایی اومده ترنم رو روی سینش با تکون دادن بخوابونه خودشم خوابش برده و حدود 1 ساعت تو اون حالت وسط هال خواب بودن. فدای هر دوشون شیطونک مامان ت...
4 مهر 1391

تولدت مبارک

همسر عزیزم روز میلادت بهترین روزهاست چرا که فرشته ای چون تو پای به این دنیا نهاد همسر عزیزتر از جانم: تولدت مبارک. پارسال ترنم ار تو دلم بهت تبریک گفته بود!ولی امروز با یه لحن زیبا بابا صدات میکنه منم در ادامش بهت میگم تولدت مبارک. پس  از طرف ترنم:بابا تولدت مبارک. خدایا ممنونتم که همسرم رو بهم دادی. مامانش (مادر شوهر عزیزم) ممنون که به دنیا آوردیش. خدایا خودت یاورمون باش که تا پایان عمر در کنار هم  باهم و برای هم زندگی گنیم و زندگی سرشاز از سلامت و سعادت داشته باشیم.                 همسر عزیزم تولدت مبارک نظرتو...
30 شهريور 1391