دختر قوی خودم
سلام. ماشالله به دختری ناز خودم که تونست به دردش فائق بیاد. مامان جون فکر کنم بهونه گیری هات هم به خاطر خواب آلود شدنت با قطره بود آخه هر وقت هم خوابت میومد و هم گشنت بود و نمیدونستی کدومشو بچسبی(مثل همه روزای پیش) کلافه میشدی و گریه ات می رفت هوا. دخملی دیروز که واکسنت رو زدی به تدریج اذیتات تا حدود 10 شب کم و کمتر شد تا اینکه ساعت 10 که به جای 10:30 قطره استامینوفنتو دادم و شیرتم که قبلش کامل خورده بودی خوابیدی تا ساعت 2 شب که بیدار شدی (من و بابایی فکر میکردیم خیلی اذیت کنی و نذاری شبو بخوابیم برا همینم چون خیلی خانوم بودی بابایی رو مجبور کردی نصفه شبی بره و برات اسپند دود کنه ) و شیرتو خوردی قطره ات هم دادم اینبار راحت خوابیدی...






