ترنم ترنم ، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 26 روز سن داره

آروم جون مامان و بابا: ترنم

ناخن

سلام عزیز دل مامان. با چندین روز تاخیر باید بهت بگم در تاریخ 8 دی 90 که 5شنبه بود برا اولین بار ناخنهاتو کوتاه کردیم.این کار سخت توسط بابایی انجام شد.میگم سخت چون یه عالمه دست و پا زدی و من و بابایی 2 تایی به زور حریفت شدیم و تونستیم این کار شاق رو انجام بدیم.داری گریه میکنی............... ...
17 دی 1390

40 روزگی(10 دی)

سلام گل دختر مامان .ترنم گلم الان بغل مامان نشستی و مامان اومده رسما 40 روزگیتو تو وبلاگت بهت تبریک بگه. وای که چه گریه ای سر دادی. مجبور شدم بهت شیر بدم و باز برگردم.قربون دختر گلم برم. گل دخترم             ترنم مامان                        عشق بابا                               40 روزگیت مبارک. ...
10 دی 1390

برگشتن به پهلو

سلام گل دختر مامان. واااااااای که دیروز(4شنبه 7 دی 90) چه روزی بود. ترنم جونی مامان دیروز تونستی به پهلوی راستت برگردی.قبلش هی پاهاتو به سمت راست پرت می کردی ولی نمی تونستی بالا تنه ات رو برگردونی.اما دیروز ساعت 14 و بعد از تعویض پوشکت این کارو انجام دادی مامان.مامان هم که کلی متعجب و ذوق زده شده بود اول باورش نشد.اما بعد از چند ثانیه به خودش اومد و دوید دوربین و آورد و تو رو به حالت اولت برگردوند و تو دوباره به پهلوی راستت برگشتی و اینبار مامان ازت فیلم گرفت.مامان فدای دخمل زرنگش. .برا شام رفتیم خونه مامان بزرگ مادری بابا و بعد از شام هم شب نشیی خونه مادر بزرگ پدری بابا.شما هم دختر خوبی بودی و اذیت نکردی فقط 2 بار گریه کردی و شیر خوردی...
8 دی 1390

عکس از اولین ها

سلام دختر گل مامان.ترنم جونم همونطور که قول داده بودم عکس اولین خرید 3 نفرمون در روز جمعه 2 دی رو برات میذارم.اولین خرید برای تو با حضور خودت.اما قبل از اون اولین هدیه ای که از بابا گرفتی یه دستبنده که سفارش داده اسمتو برات نوشتن که عکسشو میذارم.سایز بزرگشم با اسم مامان برا مامان سفارش داده که همینجا ازش تشکر میکنیم و می بوسیمش.   اینم دستبند ترنم و مامان کنار هم اینام خریدای ترنم جون از بیبی شاپ     ...
6 دی 1390

چند تا دیگه از اولین ها

سلام جیگر مامان .الان که این مطلبو مینویسم.شیرتو خوردی جاتم عوض کردم برا همینم فعلا سرحالی و تو کریرت نشستی و هر از چند گاهی از خودت صدا در میاری. ترنم مامان 5 شنبه اول دی بردمت بهداشت (بازم گریه بازم شیر میخوای.بقیه مطلبو در حالی مینویسم که داری تو بغلم شیر میخوری)برا چک 1 ماهگیت وزنت شده 4 کیلو.علاوه بر قطره ویتامیکس قطره AD هم دادن و گفتن یه روز از یکی و روز بعد  اون یکیشو بهت بدم.شب من و بابایی دوتایی برا اولین بار بردیمت حموم و بعد از حموم بابایی لباساتو تنت کرد.جمعه برا اولین بار من و تو و بابایی رفتیم بیرون .از بیبی شاپ برا ترنم جونی خرید کردیم. که عکساشو بعدا میذارم.(بغل مامان خوابیدی).جمعه 2 دی اولین مهمونی (پاگشا...
4 دی 1390

لاک

سلام ترنم مامان .روز دوشنبه 21-9-90 مامان جون اولین لاکتو برات زد. البته به ناخونای پات آخه تو همش دستای کوچولوی نازتو میبری تو دهنت. عکس پاهای کوچولوتو با ناخونای لاک زدت برات میذارم.از بس ورجه وورجه میکنی یکم تاره. ...
30 آذر 1390

اولین خریدها (با عکس)

سلام عشق مامان و بابا.میدونم که حسابی حالت خوبه و سرحالی چون حسابی ابراز وجود میکنی و تو دل مامان طوفانی به راه انداختی که نگو. مامانم حسابی از وول خوردنت کیف میکنه.امروز میخوام از اولین چیزهایی که برات خریدیم بگم.اولین اسباب بازی اولین لباس و اولین کتاب.اولین اولین خریدی که برات کردیم از مشهد بود عید همین امسال که میدونستم تو دلمی ولی هنوز ندیده بودمت.در تاریخ ١-١-٩٠ من و بابایی برات ٢ دست لباس نوزادی ٥ تیکه گرفتیم آخه هنوز نمیدونستیم جنسیتت چیه که برات لباسای خوشمل تری بخریم.اولین اسباب بازی که برات گرفتیم ١٣ بدر بود ١٣-١-٩٠ از بازار جلفا که ٣ تا ماشین ان که مامان از ریخت و قیافه بانمکشون انقدر خوشش اومد که گفت چی میشه حتی اگه دخملم باش...
28 آذر 1390